1.    افروختن آتش: مشهورترین رسم، تهیه خرمنی از هیزم یا هر وسیله قابل احتراق در تمامی نقاط شهر و روستا و محلات، آتش زدن و جهید از روی آن است.

2.    قاشق زنی: دختران دم بخت کاسه و قاشقی به دست می گیرند و همراه کودکان و نوجوانان، چادر به سر می کنند و به درب منازل همسایگان می روند و از آنان در خواست هدیه یا آجیل می کنند. البته این دختران یک گروه هفت نفره را شامل می شد و به جهت شناخته نشدن از سوی اهالی چادرهایشان را با یکدیگر عوض می کردند.  و معمولا خوراکی های شفا بخش طلب می نمودند، یا به در هفت مغازه می رفتند. اگر صاحب خانه یا مغازه چیزی برای دادن نداشت در پاسخ می گفت: آنچه را که از دیگران گرفته ایم نخواهیم داد... اگر پول می گرفتند با آن لوازم آش شله قلمکار خریده و پس از تهیه آش آن را می خوردند یا به افراد بیمار میدادند.

3.     فال گوش: یک شخص بر سر خیابان، کوچه یا محل گذر می ایستاد و کلیدی زیر پایش می گذاشت و پس از تمیز کردن گوشهایش نیت می کرد، اولین کلماتی که از گفتگوی رهگذران می شنید با نیت خود مطابقت می کرد و پاسخ لازم و قانع کننده اش را می گرفت. بدون شک آرزوی سعادت و بهزیستی و کامیابی برای سال جدید نیت چنین فردی بود و یا هر نیتی که متناسب با عقاید او بوده است.

4.    خرید لوازم جشن: بستگی به رسم هر منطقه تغییر می کرد اما معمولا جارو و اسپند خریداری می شد. جارو برای غبارروبی و اسپند برای دود کردن در استقبال از ارواح و دفع پلیدیها.

5.     نقاره زدن: در تهران و مشهد مقدس رایج بود. دهل، شیپور، کرنا، نواخته می شد که عضدالدوله دیلمی در این مورد نقش عمده را دارد. وی فرمان داد در این روز هنگام طلوع و غروب وقت نماز، آن را بنوازند.

6.    عبور از زیر توپ مروارید: این رسم در تهران رایج بوده که در زمان شاه عباس صفوی توپهایی از پرتغالی ها به غنیمت گرفته شده بود. زنان از زیر این توپ عبور می کردند یا دور آن جمع می شدند و معتقد بودند که این امر موجب گشایش بخت آنان می شود.

7.    نمک دادن: در شیراز از مردم سبدی محتوی بسته های نمک روی سر می گذارند و در کوچه های شهر می گردند و به هر رهگذری که برخورد کردند یک مشت نمک می دهند و در قبال آن پول می گیرند...و فردای آن روز، چهارشنبه، آش می پزند و برای دوستان خود می فرستند.

8.    آتش زدن پارچه و خرید اسپند: در اصفهان مردم پارچه های آبی رنگی را آتش زده و از روی آن می جهند و شعر معروف چهارشنبه را زمزمه می کنند، همچنین پس از عبور از مقابل هفت فروشگاه عطاری نهایتا از یکی اسپند خریده و در خانه آن را با بخور به نشانه ترکیدن چشم حسود و بدخواه، دود می کنند.

9.    رفتن به مناطق متروک و غارها: این رسم در لنجان اصفهان رایج بود که زنان برای بچه دار شدن و کامروایی به محله خلوت پیراحمدی می روند و آش سبزی برآتش می گذارند و می خورند و به تهیدستان می دهند. گروهی از زنان هم کوه بشاگرد (بژگرد) و در غار به شکل درهم آشفته، حتی به گورستان تخت فولاد می روند و در حالی که لباسهای نو پوشیده اند، آرزوی بچه دار شدن می کنند.

10.                      شکستن کوزه و تخم مرغ: داستانی است که نقل می کند روز کوزه گران شکایت کردند که کس کوزه نمی خرد، خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها دستور داد در چهارشنبه آخر آن سال تمام کاسه و کوزه های کهنه را بشکنند و به جای آن کوزه نو خریداری کنند و از به بعد کوزه شکستن رایج شد. اگر کسی کوزه نمی شکست و کوزه کهنه دوساله را در خانه نگه می داشت او نزد مردم فردی خسیس و منفور جلوه می کرد.

به هر حال، مسلما رسوم این جشن بسیار بیشتر از موارد فوق است و در هر محله و منطقه طبق رسوم آن به شکل گوناگون برگزار می شود. این رمز بقا و همبستگی ملی ایرانیان را نشان می دهد. جشنها  و آیینهای میهنی و دینی در واقع حلقه اتصال فرد فرد و اقوام آریایی ایرانی در طول دوران تاریخشان بود است. به علاوه چهارشنبه سوری خبری خوشایند با خود دارد و آن حلول عید نوروز است. مساله ای که به جرات می توان گفت بیشترین نشاط را در میان ایرانیان ایجاد می کرده و امروز هم می کند.

 

منبع: "جشنها و آیینهای شادمانی در ایران" نوشته ابوالقاسم آخته